
مقبل هنرپژوه کوهنورد ملی و نامی کرد دار فانی را وداع گفتند
مقبل هنر پژوه كوهنورد نامدار كرد و عضو تيم ملي كوهنوردي ايران صبح روز پنج شنبه دار فاني را وداع گفت. وي كه چندي پيش بر اثر سقوط از ارتفاعات برده زرد ( از ارتفاعات بوكان ) دچ
ار سانحه شــده و در حالت كما به سرمي برد پس از يك هفته در بيمارستان عارفيان شهرستان اروميه دار فاني را وداع گفت.
مقبل هنر پژوه چندين سال عضو تيم ملي كوهنوردي ايران و يكي از ياران هميشگي ديگر كوهنورد كرد و نامي جهان مرحوم محمد اوراز بود. هنگام سقوط مرگ بار اوراز در ارتفاعات گاشربروم پاكستان وي نيز دچار سانحه و زخمي مي شود.
امام جمعه ، مدرسين ، طلاب و مديريت وبلاگ و كتابخانه مسجــد نــــــور، همچنين جامعه اهل سنت شهر اروميه و حومه مرگ مقبل هنرپژوه کوهنورد نامدار کرد را به جامعه کوهنوردی کشور، مردم شهرستان بوكـان و همچنين خانـواده ي داغدار ايشان تسليـت عرض نموده و از خداوند منـان طلب بخشـش و مغفـــــرت براي روح تازه پركشيده و براي بازماندگان ايشان صبـر و اجـر جذيـل مسئلت مي نمايند.

پنـدهــــــای ایمـــــــانی
الف : مهارت نقل سخن
نقل سخن آفتی از آفات زبان است و چه بسا گویندهاش را مادامی که متوجّه نگردد و تقوای پروردگارش را پیشه نکند در پرتگاه سقوط قرار میدهد. منظور از کلام منقول، کلامی است که به دیگران آسیبی برساند یا اینکه نقل آنها بدون اجازهی گویندهاش منجر به افشای اسرار شود و معمولاً انگیزهی این کار« حقد» و «حسد» میباشد.
بنابراین افشای اسرار دیگران یا دروغ بستن به آنان عواقب خطرناکی را برای جماعت مسلمان در پی دارد. امّا در حالات ضروری باید آداب حفظ گردد و در حدّ نیاز با رعایت تقوا و محدودیتها این کار انجام پذیرد.
پس وارد شدن به حریم خصوصی دیگران امری ناپسند در میان مسلمانان میباشد و پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم- ما را از گفتار غیرأحسن برحذر میدارد. پس زیرک و هوشیار کسی است که بیشتر میشنود و کمتر میگوید. شاید یکی از خطیرترین کارهایی که ما آن را به سادگی انجام میدهیم، نقل کلام از دیگران و سخن گفتن از آنان بدون هیچ ضابطه و محدودیتی است و این سبب چرکین شدن دلها و مکدّر گشتن روابط ایمانی میشود.
دانشگاه جامع الازهر مصر با بيش از هزار سال قدمت، عنوان قديمي ترين دانشگاه جهان را به خود اختصاص داده است.
تأسيس جامع الازهر به دوران حكومت فاطميون برمي گردد. فاطميون از بزرگترين سلسلههاي حكومتي آفريقاي شمالي بودند.خلفاي فاطمي منسوب به حضرت فاطمه و شيعه اسماعيلي هستند.
بنيان گزار مسجد جامع الازهر ،" جوهر كاتب صقلي" سردار "معزالدين الله" چهارمين خليفهي فاطمي بود كه در پي فتح مصر و شهر قاهره، به فرمانش مسجد الازهر در جنوب شرقي وبه سمت قصر خليفه در ميان محلهي ترك و ديلم ساخته شد.
كار احداث الازهر در 4 آوريل 970 ميلادي شروع شد و در 22 ژوئن 972 ميلادي به پايان رسيد و در همان رمضان نخستين نماز جمعه در آن اقامه شد.
طاعت مؤمن ، شرط یا ضمانت ؟!
یکی از اصول مهم و ضروری برای دینداران و از رموز لطیف کامیابی در پیمودن مدارج سلوک طریق ایاک نعبد و ایاک نستعین، ملاحظهی مداوم این نکتهی گرانبهاست که طاعت و عبادت ما، حتّی در کامل ترین صور آن مانند جهاد و شهادت، شرط نجات است نه ضمانت آن؛ این دقیقه گو این که در مقام ادّعا مورد اعتراف و قبول همهی ماست، امّا فریبندگی زندگی اجتماعی و وسوسهی نفس بدفرما غالباً ضرورت یادآوری دائمی آن و تنظیم نوع سلوک دینی و اجتماعی در پرتو آن را از ما میستاند و در نتیجه ما را به دو آفت دین سوز و ویرانگر مبتلا میسازد:
1) ناز در رابطه با خالق
2) غرور در رابطه با مردم
یعنی به علت غفلت از نقش شرط گونهی ایمان و عبادت در نیل به رستگاری، فرد دیندار تدریجاً با مشاهدهی کثرت عاصیان و اطّلاع از وجاهت دینی خود در اجتماع، فریفتهی تلبیس ابلیس میشود و به بلای تکیه به طاعات و استکثار عبادات گرفتار میگردد و چنان میپندارد که بهشت در انتظارش، چراغانی شده و حوریان و غلمان، روزها را فقط با شوق وصال او به شام میرسانند؛ از این رو، در خیالات خام خود به جای ابراز نیازمندی بیشتر به خدا، از او طلبکار میگردد و به فرشتگان تحکّم میکند که مبادا از سر کاهلی، ارجاع برگ دوم سند عباداتش به خدا را فراموش کنند و از درجات او در بهشت بکاهند!
از سوی دیگر، به مردم که مینگرد از این که همه به علت محرومیت از تقوا و طاعتی همانند او، روانهی دوزخاند دل به حالشان میسوزاند و با حالتی حاکی از اعتماد کامل به رستگاری، در برابر التماس دعای ایشان، دستی بر محاسن طاعت نمایش میکشد و اظهار میدارد: « لا تُخاطِبْنی فی الذین ظَـلَموا، إنّّهُمْ مُغْرَقون » ! بدین ترتیب، وی نیز همانند فریفتگان قدرت و ثروت، امّا با تفاوت در انگیزه و بر اثر ابتلا به غرور تدین، دیگران را با دیدهی تحقیر و تخفیف مینگرد و با هدف حفظ ابّهت معنوی و نیالودن دامن ملکوتی خویش به مفاسد اختلاط با ضالین و مغضوبُ علیهم، کمتر در انظار عموم ظاهر میشود و کمتر با بیتقوایان درمیآمیزد ...!