چون زمان عهد سنایی در نوشت آسمان چون من سخن گستر بزاد
چون بغزنین ساحری شدزیر خاک خاک شروان ساحری دیگر بزاد
بلبلی زین بیضه خاکی گذشت طوطی نو زین کهن منظر بزاد
اول شب بوحنیفه در گذشت شافعی آخر شب از مادر بزاد
گر زمانه آیت شب محو کرد آیت روز از میهن اختر بزاد
تهنیت باید که در باغ سخن گر شکوفه فوت شد نو بر بزاد
گر شهابی برد چرخ اختر گذاشت ور زه آبی خورد خاک اخضر بزاد
آن مثل خواندی؟ که مرغ خانگی دانه ای در خورد پس گوهر بزاد